تبليغاتX
دختری از یوش (سرزمین نیما)
 
يك در ميان، عاشقانه های من و برادرم .... دل نوشته های ما دو نفر
 
به نام آنکه اشک را آفرید تا شهر عاشقان آتش نگیرد
سخنانی زیبا از دکتر علی شریعتی
خدايا!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختي مکشان. اضطرابهاي بزرگ ٫ غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عظيم را به جانم ريز.
خدايا!
اگر باطل را نمي توان ساقط کرد مي توان رسوا ساخت اگر حق را نمي توان استقرار بخشيد مي توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
خدايا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
خدايا!
اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
خدايا!
به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
خدايا!
خدايا تو را سپاس مي گويم که در مسيري که در راه تو بر مي دارم آنها که بايد مرا ياري کنند سد راهم مي شوند، آنها که بايد بنوازند سيلي مي زنند،  آنها که بايد در مقابل دشمن پشتيبانمان باشند پيش از دشمن حمله ميکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوي تو از هر تکيه گاهي جز تو بي بهره باشم.
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 16:50  توسط خواهر + برادر  | 

(خواهر مشکی می نویسه و برادر آبی. ما دو تا یک در میان می نویسیم)

خواهرم تبریک میگویم خدمت شما. بالاخره این وبلاگ یکساله شد و من و شما یکسال تمام خاطرات، غم ها شادی ها و گفتنی های دلمان را در اینجا با هم قسمت کردیم. در این میان بعضی ها خواندند، بعضی ها هم خواندند و هم برای ما نوشتند و برخی هم ... بگذریم. این اولین مطلب این وبلاگ است که از آرشیو در آوردم و اینجا آوردم. درست یکسال قبل. آه که چه زود گذشت خواهرم.

این هم اولین نوشته این وبلاگ مربوط به یکسال قبل:

امروز اولين روز كاري من بود و حوصله ام از روزهاي ديگر كمي بيشتر بود. با فرصتي كه داشتم فكر كردم با خواهر كوچكترم كه اخيرا علاقه شديدي به وبلاگ نويسي پيدا كرده يك كار مشترك راه بيندازيم. اون هم در محل كارش به اينترنت دسترسي داره و من هم همينطور. بعضي روزها هم اينقدر سر هر دوتامون  شلوغ ميشه كه با تمام علاقه اي كه به هم داريم و اين رو خداي مهربون توي دلهامون گذاشته، كمتر ميتونيم همديگه رو ببينيم. اما از يك چيز اطمينان دارم و اون اينه كه هر كجا كه باشيم ميتونيم براي اين وبلاگ وقت بگذاريم و از همه چيز توي اون بنويسيم، از احساس، از برگ درخت ،از گل پونه هاي وحشي بهاري و هر چيزي كه فكر كنيد حرف بزنيم. قرارمون هم اينه كه پست ها يك در ميان باشه براي همين هم اين اسم رو انتخاب كرديم.  نوشته شده توسط برادر حالا منتظر خواهرم هستم

تا يادم نرفته سال نوي همه تون مبارك باشه..... نوروز ۱۳۸۶

 

  نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 2:30  توسط خواهر + برادر  | 
 
بنام آنکه دل را با صفا کرددر آن دل آتش عشقی بپا کرد
 
بهار بهترين بهانه براي آغاز، وآغاز بهترين بهانه براي زيستن است
آغاز بهار بر شما مبارک
خدمت همه دوستان گلم سلام و عرض ادب
سال 87 را به همه شما عزيزان تبريك ميگم
هوا هواي بهار است و باده‌ باده ناب
به خنده خنده بنوشيم و جرعه‌جرعه شراب

در اين پياله ندانم چه ريختي پيداست
كه خودش به جان هم افتاده‌اند آتش و آب

فرشته روي من اي آفتاب صبح بهار
مرا به جامي از اين آب آتشين درياب

به جام هستي ما اي شراب عشق بجوش
به بزم ساده ما اي چراغ ماه بتاب

گل اميد من امشب شكفته در بر من
بيا و يك نفس اي چشم سرنوشت بخواب

مگر نه خاك ره اين خرابه بايد شد
بيا كه كام بگيريم از اين جهان خراب
دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز
 
  نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 9:30  توسط خواهر + برادر  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM